توضیحات
درباره کتاب قطار نیمه شب اثر مت هیگ
کتاب قطار نیمه شب (سفری سرنوشتساز، عشقی توقفناپذیر)، نوشتهی مت هیگ، داستان مردی سالخورده به نام ویلبر باد است که پس از مرگ، وارد وضعیتی میان زندگی و ابدیت میشود. او در ایستگاهی با نام خودش بیدار میشود و با راهنماییِ زنی به نام اگنس، سوار قطاری میشود که قرار است او را از میان بخشهای مختلف گذشتهاش عبور دهد. ایدهی اصلی کتاب این است که زندگی فقط مجموعهای از اتفاقها نیست، بلکه شبکهای از لحظههای بهظاهر کوچک است که بعدها معنای عمیقتری پیدا میکنند. داستان بهجای تمرکز صرف بر ماجرای مرگ، به حافظه، پشیمانی، عشق ازدسترفته و فهم دوبارهی خویشتن نزدیک میشود.
این کتاب فضای واقعگرایانهی زندگی روزمره را به عنصری فراواقعی پیوند میزند. بخشی از جذابیت اثر از همین تضاد میآید: از یک سو خانه، خیابان، کتابفروشی، تماس تلفنی و خاطرات ازدواج را میبینیم و از سوی دیگر قطاری که در زمان حرکت میکند و مسافرش را وادار میکند به گذشته خیره شود. رابطهی ویلبر و مگی در داستان جای مهمی دارد؛ رابطهای که از نخستین روز آشنایی تا سالها دوری، بار عاطفی اثر را شکل میدهد.
در کنار اینها، گذشتهی خانوادگی ویلبر، فقر، برادرش داگی و نقش کتابها در زندگی او نیز بهتدریج تصویری کاملتر از شخصیت اصلی میسازند. مت هیگ در این رمان، زمان را به مسئلهی اصلی تبدیل کرده است؛ اینکه چگونه انسان زندگیاش را به یاد میآورد، کدام لحظهها بیشتر در ذهنش میماند و آیا میشود در پایان، معنایی برای اینهمه پراکندگی پیدا کرد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.